ارشیو برای دسته ‘ شعر و داستان ’
گروه موسیقی فلک الافلاک سرپرست: فرشاد سیفی خواننده: حسین رضا اسدی سالن اندیشه تهران سه شب گذشته در حالی مملو از علاقه مندان به موسیقی لرستان بود که فرید قاسمی پدر تاریخ مطبوعات ایران مهمان این برنامه بود. در نخستین روز از برگزاری این ویژه برنامه ها که ساعت ۱۹ برگزار شد ،استاد ایرج رحمان [ ادامه ی نوشته ]
فرسوده می شود چرخدنده ها هنوز اما ایستگاه به ایستگاه روی ریل سوت میکشد بسوی مقصدی محال برای هرگز نرسیدن ترک بسته دستای من همچو خاک کویر گوش کن تشنه ی اشک توام نه فواره ی آهن و پارک بزرگ شهر سوت میکشد حتی مغز فلز انگشت به دهان می مانم مرکز مرکز اینجا ایستگاه [ ادامه ی نوشته ]
چن شوه ویرون و خراوم خراو هرچه مکم حالم اَ حالت نماو هر مچی و یه سره دویرا موی وخته گه چاو چملم بشنوی کیه گه ویرون و خراوت نیه ؟ کُم دل ای طومار چپاوت نیه؟ آگر اگر می دی اَ بویلم نکه گیژ گلومِ گم و قویلم نکه گیر دل دویسنکیمَه کوی؟ داریِ [ ادامه ی نوشته ]
با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دوستم پاش تو [ ادامه ی نوشته ]
یکی بود ، دو تا نبود ، زیر گنبد کبود که شایدم کبود نبود و آبی[ ادامه ی نوشته ]
امشـــب کنار پنجـــره خیـال تو دنیــــای من عجیب شده صـدای ساز کنار گریه های من امشــب همه ترانه هام شکل نگاه تو شدن معنــی اسم تو شــده این واژه ها برای من دستای تو پناه من وقتی که حالم خوب نبود آرامــــــــش نگــــاه تو آرامـــــش منـو ربود نیــــــاز من حضـــور تو کنـار بی قـراری هام [ ادامه ی نوشته ]
این منم من شکسته، ترک خورده مثل شیشه تیکه های قلب خوردم زلاله اما همیشه تو مثل بارون قشنگی واسم اما شدی طوفان شاخ و برگمو شکستی ببین زنده س دل و ریشه حک شده رو دیوار دل روزای خوب روزای بد تو بگو حالا که میری خاطره هامون چی میشه میخوام که فراموشم شی [ ادامه ی نوشته ]
احساس من نسبت به عشق شبیه احساس توئه معجزه کردی و دلم اسیر این راز توئه تفسیر تو از عشق و غم معنی زندگیم شده من آرزوم پریدنه شبیه پرواز توئه تو خواستنی ترین شدی تمام من سهم تو شد اگه شکسته ساز تو دل منم ساز توئه ببین که من سیاهمو روشنی دنیا تویی [ ادامه ی نوشته ]
حال من دو نقطه هنوز هم بیمارم صد هزار فاصله آخرین دیدارم شبیه یک بوسه داغ داغ اسم تو مینویسم باز هم با نوک سیگارم خبر تو امشب در اتاقم پیچید پنجره حیران ماند سکته کرد گیتارم من شکستم یا تو که شکست آیینه؟ و یک تصویر خورد از خودم بیزارم پاراگراف بعدی، ساعت پنج [ ادامه ی نوشته ]
شناسه
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار